به پیامبر (ص) خبر می رسد که عده ای در اطراف مدینه سرگرم تدارک برای حمله به مدینه هستند. پیامبر دو بار گروهی را به مقابله با آنان می فرستد، اما هر بار، گروه مجاهد شکست خورده و به مدینه باز می گردند. تا اینکه بار سوم، پیامبر پرچم فرماندهی را به دست علی (ع) می دهد و… .
سالها پس از حملهی چنگیزخان مغول به ایران و زیر و رو کردن این کشور، یکی از نوادگان او به نام «ابوسعید»، فرمانروای ایران شد. او در دربار خود پهلوانی داشت که هیچکس در پهلوانی و کشتیگیری به پای او نمیرسید. از طرف دیگر، در خراسان پهلوان جوانمردی زندگی میکرد به نام عبدالرزاق که کار او کمک به مردم و دستگیری از بینوایان و ضعفا بود. دست تقدیر این دو پهلوان را رو به روی هم قرار داد و با پیروزی عبدالرزاق و به دست آوردن مقام امیری لشکر، جایگاه او را در دربار ابوسعید تثبیت کرد.
داستان های خوب همیشه برای بچه ها جذّاب و سرگرم کننده است، بویژه آنکه این داستانها از زبان مردم گوناگون در کشورهای مختلف جهان گفته شود. به این ترتیب، دریچه ای هرچند کوچک به روی فرهنگ و باورهای دیگر مردم جهان گشوده می شود. این کتاب بیست و دومین کتابی است که طی دوازده دوره، در مجموعه “انتشارات مشترک آسیا و اقیانوسیه مرکز فرهنگی آسیایی یونسکو” در ژاپن به سال ١٩٩١ برای کودکان منتشر و توسط مترجم فقید، سیروس طاهباز، به نثری ساده و روان ترجمه شده است.
کودک بالهای مقوایی را با قیچی ریزریز می کند، چون به هیچ دردی نمی خورند و سعی می کند فکر پرواز را از سرش بیرون کند. اما روز بعد مادرش می گوید که اگر او یک پرنده بود چه می کرد. می توانست پرواز کند و به جای اینکه هر روز به هلال احمر نامه بنویسند، می رفت و بابا را پیدا می کرد. یک شب در خواب می بیند که بالهای بزرگی دارد و براحتی می تواند پرواز کند. ولی صبح به صدای همهمه ای در خانه از خواب بیدار می شود و می بیند که مادرش پیراهن مشکی پوشیده است.
گل همیشه قرمز در تنهایی به دنیای پشت پنجره فکر می کرد و دلش می خواست در باغچه، پیش گلهای یاس، نیلوفر، نرگس و دیگر گلها باشد. او هیچ وقت غنچه نمی داد، بزرگ نمی شد، حتی چیزی هم نمی خورد. آخر او یک گل طبیعی نبود؛ یک گل مصنوعی بود، توی یک گلدان شیشه ای. اما یک روز صبح اتفاقی افتاد که سرنوشت گل همیشه قرمز را عوض کرد….
کتاب، مجموعه داستانهای کوتاهی است به زبان ساده و با هدف آموزش چگونگی خواندن نماز و گرفتن وضو و … به کودکان. داستانها با تصاویری متناسب با مطالب کتاب همراهی شده است.
در این کتاب ضمن انتشار عکس حشرات و حیوانات، توضیحهایی درباره شیوه استتار هر یک بیان شده است. پروانه ماهی، جیرجیرک، مانتیس، عنکبوت شکوفه، ماهی خاردار، سوسمار درختی، مرغ کوکو و... برخی از موجوداتی هستند که در این کتاب به آنها اشاره شده است.
پیامبر خدا در پی دعوت از اقوام و ملل مختلف به دین اسلام نامهای هم برای رهبر مسیحیان نجران میفرستد و آنها را به دین اسلام فرا میخواند. اما آنها در تردید از پذیرفتن این دعوت، عدهای رابه نمایندگی از طرف خود به مدینه و به دیدار پیامبر میفرستند. این نمایندگان در پرسش و پاسخ با رسول خداوند قانع نمیشوند و سرانجام کار را به مباهله واگذار میکنند. کتاب شرح این واقعهی تاریخی است که با زبانی ساده و به صورت داستان روایت میشود.
این کتاب با استفاده از خاصیت تضاد و تشابه رنگها نوشته شده و خاله قورباغه در جشن تولد قورباغه کوچولو هر بار که یکی از دوستان او را میبیند، از رنگ آنها تعجب می کند. به نظر شما، خاله قورباغه درست میبیند یا قورباغه کوچولو؟
پدربزرگها و مادربزرگها معمولاً داستانهای مختلفی برای نوه های خود تعریف میکنند و به بسیاری از پرسشهای آنان درباره زندگی و طبیعت و خدا پاسخ میدهند. بچهها هم گاه از روز میپرسیدند و گاه از شب. گاهی از زندگی میپرسند و گاهی از مرگ. دراین میان، پرسشهایی که آنان را از زمین فرا میبرد و به آسمان پیوند میدهد جایگاه خاصی و نگاه آنها به خودشان، جهان اطراف و خداوند دارد. پاسخ سنجیده بزرگترها به این پرسشها میتواند در شناخت بچهها و حتی در سرنوشت آنها نقش اساسی داشته باشد..
نیکی همچون لبخند و روشنایی گسترش مییابد و گاه میتواند قلبهای تیره و خفته را روشن و بیدار کند.این اثر با پیام کمک به دیگران و نوعدوستی درباره بزرگترین ثروتی که آدمی میتواند بدست آورد توضیح میدهد. خوان مردی است که از راه دزدی زندگی میکند. وقتی یک سکهی طلا در دستان دوناژوزفا پیر میبیند، به فکر دزدیدن طلاهای او میافتد. دوناژوزفا پیرزنی است که اهالی روستا برای درمان بیمارانشان از او کمک میگیرند.
کتاب جزیره بیتربیتها حکایت «خانوادهی سلطنتی بیتربیتها» است که سالهاست در کاخی که حالا به موزه تبدیل شده زندگی میکنند و این موزه حالا محل بازدید مردم است که هر روز تعداد کثیری به آنجا میروند و این بار این کاخنشینان نه از بابت حکمرانی و سلطنت بلکه برای کار و امرار معاش در این کاخ زندگی میکنند، و هرکدام از این شاهزادگان وظایف و مسئولیتهایی خاص در کاخ دارند...
کتاب جزیره بیتربیتها حکایت «خانوادهی سلطنتی بیتربیتها» است که سالهاست در کاخی که حالا به موزه تبدیل شده زندگی میکنند و این موزه حالا محل بازدید مردم است که هر روز تعداد کثیری به آنجا میروند و این بار این کاخنشینان نه از بابت حکمرانی و سلطنت بلکه برای کار و امرار معاش در این کاخ زندگی میکنند، و هرکدام از این شاهزادگان وظایف و مسئولیتهایی خاص در کاخ دارند...
این کتاب که از مجموعهی بازی با علم است، با زبانی ساده و تصویرهای زیبا به شناسایی ویژگیهای آب برای کودکان میپردازد. همچنین برای فهم بهتر مطالب آزمایشهای ساده و جالبی را نیز طرح میکند.
بیایید با هم به دیدار دختری برویم که بار غصههای بسیاری را بر دوش کشیده است. دردهای بسیاری را به جان خریده و مصیبتهای فراوانی را تحمل کرده است. دختری که…
زبان و ادبیات فارسی سرشار از حکایتها و داستانهایی است که خواندن آنها هم اوقات آدمی را خوش میسازد، و هم بر عقل و خرد وی میافزاید. در این میان، مثنوی مولوی یکی از گنجینههای گرانقدر زبان ادب فارسی است که دریایی از پند و حکمت و راهنمایی و روشنی در آن نهفته است. کتاب حاضر بازگویی یکی از داستانهای کوتاه مثنوی مولوی است به زبان نثر. اینگونه بازگوییها زمینهای است برای ایجاد انگیزه در کودکان و نوجوانان تا به سراغ اصل داستانها در مثنوی بروند و بهرههای بیشتر برگیرند.
بعضی از حیوانات به شکلهای گوناگون از بینی، گوش، دم، چشم، دهان و پاهایشان استفاده میکنند. اگر شکل اعضای بدن حیوانات را ببینی، آیا میتوانی حدس بزنی هرکدام از آن اعضاء مال کدام حیوان است و با آن چهکار میکند؟ شکل ابتکاری معرفی حیوانات مختلف همراه اطلاعات بیشتری که در پایان دربارهی آنها داده شده است به جلب توجه بیشتر بچهها به حیوانات و شناخت آنها کمک میکند
غنچه بر قالی "داستانی است درباره دختری ترکمن و ماجرای بافتن قالیچهای که باتمام احساس و تلاشش آن را میبافد" .صفورا "دخترک ترکمن، احساس میکنداز زمانی که گل گلدان خشک شد، پدرش دچار افسردگی شده از این رو، او برای خوشحالی پدر تصمیم میگیرد، بهرغم مخالفتهای مادر، قالیچهای با نقش غنچه گل سرخ ببافد.تنها مشکل، نبودن یک شاخه گل است تا الگوی بافت او شود . عاقبت، پدر یک شاخه گل برای صفورا میآورد و دخترک کار بافتن قالیچه را آغاز میکند .سرانجام صفورا باسختی بسیار و طی گذشت شبها و روزها، قالیچهای با نقش گل میبافد و آن را به منظور سجاده به پدرش هدیه میکند .
مترسک در دل سفید و برفی آسمان، سار کوچکی دید که خسته در برف و بوران بال میزد. آنگاه او را به سوی خود دعوت کرد. سار کوچولو به یاد حرف های مادرش افتاد و از مترسک ترسید و فاصله گرفت، اما در آن کولاک و سرما چارۀ دیگری نداشت. هنگامی که ترس سار فرو ریخت، فهمید که لانۀ گرم و نرمی برای زمستان سرد و برفی یافته است، اما این لانه هم خالی از خطر نبود و … . داستان زیبای کتاب، همراه با نقاشیهای قشنگ، چشمان نگران و قلب مهربان مترسک را به آدم ها هدیه میدهد تا نسبت به زندگی همۀ جانداران در محیط اطراف خود حساس بوده و در صورت نیاز به آنها کمک کنند.
درخت ایستاده بود، پرندهای رسید و باز شد کلاف گفتگو، شاعری که حرفهای آن دو را شنید، نشست و شعر بافت. پرنده گفت: آرزو. درخت گفت: بیکران، و هردو چشمانتظار یک نگاه مهربان.
آن روز صبح بهاری، درختهای سیب خواب های خود را برای یک دیگر تعریف می کردند و از شکوفه های فراوان، سیب های درشت و رنگارنگ و… که در خواب می دیدند سخن می گفتند. نوبت که به درخت جوان و کوچک رسید، خواب عجیبی تعریف کرد؛ خوابی که باعث نابودی همه شکوفه ها و درخت ها می شد و… .
جزیرهی بیتربیتها نابود شده است. اما هنوز کاخ آن باقی مانده است و آخرین بازماندهها آنجا هستند تا بازدیدکنندگان بتوانند از این موزه دیدن کنند... این کتاب یک مجموعهی طنز است. هر جلد شامل چند داستان است و هر بار اتفاق جدیدی رخ میدهد.
در جنگل دور افتادهای پلنگ پیری زندگی میکرد که بزرگ قبیله پلنگها بود. این پلنگ که نابینا شده بود و با چوبدستی راه میرفت افسانههای زیادی میدانست. در شبهای بلند پاییز و زمستان، کار او افسانه گفتن برای پلنگهای جوان بود. یک شب که همه پلنگهای جوان دور او جمع شده بودند، افسانه پیدا شدن گربه را بر روی زمین برای آنها تعریف کرد. آیا شما این افسانه را میدانید؟
توکا، پرندهی مهربان، از اینکه روزهای بارانی بچهها نمیتوانستند به کوچه بروند و بازی کنند و مجبور بودند در آن اتاقهای کوچک بمانند و حوصلهشان سر برود، ناراحت بود و به دنبال چارهای بود تا راهی برای سرگرمی و شادی آنها پیدا کند. ناگهان ازپشت پنجرهای دید که در آن هوای بارانی، چندین دختر و پسر کوچک، بدون آنکه از یک جا نشستن خسته و بیتاب شوند، دارند کتاب قصه توکا را میخوانند و… . نقاشیهای زیبا و متناسب نیز داستان زیبای کتاب را زینت بخشیده است.