فسقلی خوب نگاه کن!» کتاب تصویری است با درونمایه علمی با زبانی ساده برای کودک خردسال. در این جلد فسقلی با جای پا در برف، دارکوب، رنگین کمان، شب آشنا میشود.فسقلی به رد پاهای مختلف جا مانده در برف نگاه میکند. هر کدام برای یک حیوان است. او رد پاها را دنبال میکند و …فسقلی در جنگل صدای تقتقی میشنود به دنبال صدا میگردد تا سرانجام بالای درخت دارکوبی را میبیند. غذای دارکوب چیست؟ چرا به درختان نوک میزند؟ رنگ پرهای دارکوب چه رنگی است؟ پاسخ این سؤالات را بعد از خواندن این کتاب مییابید.
در ادامه باران میگیرد و فسقلی بعد از باران رنگین کمان میبیند.
همکاری، رعایت کردن حال دیگران و به خصوص کمک کردن به افرادی که مورد زورگویی و بهرهکشی قرار گرفتهاند نکاتی هستند که در این کتاب به زیبایی و هنرمندانه در لابهلای متنی ساده و روان گنجانده شدهاند. صداها و آواهای قابل تکرار برای مخاطبان خردسال جذاباند و باعث همراهی آنان در خوانش متن و روند حرکت داستان میشوند. تصاویر آبرنگی لطیف و خلاقانهاْکسنبری بر غنای کتاب و جذابیت آن افزوده است. متن ساده و در عین حال چند لایهی این کتاب تصویری امکان بحث و تبادل نظر درباره مفاهیم عمیقی چون زورگویی، مبارزه با تنبلی و تنپروری،ایستادن در برابر زور، میزان تن دادن به خواستههای دیگران، مرز میان همیاری و بهرهکشیو… را فراهم میکند.
یکی بود یکی نبود. در یک شهر بزرگ خانهای زندگی میکرد. توی خانهی بزرگ اتاق بزرگی بود. توی اتاق بزرگ یک قاب طلایی زیبا و بزرگ بود. توی قاب طلایی یک تابلوی نقاشی بود. نقاشی هم تازه توی قاب رفته بود. نقاشی چی بود؟ نقاشی یک کرده اسب که خیلی چموش بود، چون قاب هی تکان تکان تکان … میخورد و…
این کتاب سه داستان دارد. سه داستان متفاوت با سه روایت متفاوت.
اول: پیتیکو… پیتیکو…
دوم: باد دوچرخه سوار
سوم: دو لقمهی چرب و نرم