در این رمان - که در زمرهی ادبیات داستانی وحشت قرار میگیرد - روایتگر زندگی خانوادهای سه نفره از طبقه متوسط شهری است که به یک آپارتمان نقل مکان میکنند و در آن شرایط تازه زندگی، اتفاقاتی برایشان رخ میدهد که مایه ساخت ماجرای داستان میشود. این رمان در هفتمین فهرست «لاک پشت پرنده» شامل کتابهای برگزیده پاییز ۱۳۹۱ موفق به دریافت ۳ لاکپشت پرنده شد و در سال ۱۳۹۲ نیز موفق به دریافت سومین جایزه کتاب مهر(طه) شد. یک تجربه ی فراموش نشدنی به من می گوید به عکس ها باید خوب دقت کنیم. در بعضی از عکس ها چیزی هست که خبر از یک حادثه یا اتفاق غیرمنتظره می دهد.
کتاب «بازیها و لحظهها» داستانی از میلاد، خواهرزاده احمدعلی است که سالها پیش در جبهههای جنگ ایران و عراق مفقود شده. در این داستان هادی، یک از شخصیتهای داستان به 17 سال بعد سفر میکند.
معرفی کتاب فرش ایران را بشناسیم اثر احمد دانشگر در این کتاب سخن از فرش به میان آمده است. فرش کلمهای است عربی، به معنی گستردن و گستردنی که قالی و گلیم و مانند آن را شامل میشود. قالی از کلمه ترکی «قالین» گرفته شده و نامی است برای فرش پرزدار که با نخ پنبه، ابریشم و پشم به رنگها و نقشهای مختلف بافته میشود. فرش با سابقه تاریخی طولانیاش، نمونه خوبی است در نشان دادن ذوق و سلیقه مردمان شریفی که در جوامع ایلاتی و عشایری و شهری با سرانگشتان هنرمند خود تار و پود از پشم های رنگین را درهم میتنند تا با بافتن فرشی، هنر خویش را به نمایش بگذارند و گذران زندگی کنند. کدام صنعت و فن را میتوان یافت که در زمانهای مختلف، با وسیلهای اینچنین ساده و بدون هیچ وابستگی پایدار بماند و اصالت و فرهنگ خویش را حفظ کند. کدام هنر را میتوان شناخت که با مشتی تار و پود از مواد اولیه ارزان قیمت داخلی شکل بگیرد و زندگی یابد تا سرمایه زندگی مردمان بیادعایی شود که از این راه امرار معاش میکنند.
این کتاب در سه فصل با عناوین مختلف تدوین یافته، که از جمله عناوین فصل ها: طلوع یک ستاره، نوزادی در غار، رقص آتش، آهنگ سفر، ابر سیاه مرگ، بر بالین امپراطور، مادر، هروله، قربانی، خانه ای برای دوست و ... می باشد. پای ویرانه های شهری نشسته ام که روز گاری پایتخت یکی از بزرگترین امپراطوری های جهان بوده است. کتابی در دست دارم که مرا از راز های تاریخ این دیار آگاه می کند. اینجا سرزمین بابل است... .
روزی پیرزن مهربانی ساکن روستایی میشود که اهالی آن جا مدام از هم انتقاد و با هم دعوا میکنند. پیرزن برای یاد دادن محبّت کردن و احترام به تفاوتهای یکدیگر باغچهای پر از گلهای متفاوت درست میکند و با محبّت آنها را پرورش میدهد. سایر اهالی نیز به تقلید از پیرزن باغچهای از گلهای شبیه شخصیت خود درست میکنند ولی
بچه هایی هستند که مثل علفهای هرز سبز می شوند و رشد می کنند و به ریش باغبانها و بیل و بیلچه شان هم می خندند. “ژوائو“ ، کودک پرتغالی، نیز یکی از این بچه ها بود و وقتی اولین بار روی نیمکت کلاس درس نشست، نه سال تمام از سنش می گذشت. معلم کلاسش اسم او را “ماجراجو“ گذاشت و از آن روز به بعد، همواره به ماجراهای بزرگ و کشف دنیاهای جدید- مثل “واسکودوگاما“، کاشف بزرگ هموطن خود- فکر می کرد. پسربچه های دیگر او را مسخره می کردند، ولی کلمه “ماجراجو“، همچون پاره ای از خورشید، در وجود او می درخشید و او را بر بال خیال به سوی آینده های ناشناخته و هیجان انگیز می برد. سالها بعد، ژوائو وقتی به دانشگاه بزرگ پرتغال می رفت، خود را ناخدای کشتی بزرگی می دید که درگذر از دریای تاریکیها – تاریکیهای جهل و بی سوادی- می توانست دنیای روشنتری را به خود و دیگران نوید دهد.
از عصر مشروطه به این سو، شعر فارسی تحول یافته و ویژگیهایی پیدا کرده است که از آن به «شعر معاصر» یاد کرده میشود. شعر معاصر فارسی نیز پیوندی استوار با فرهنگ و ادب دیرینه و گنجینه شعر پارسی کهن دارد. در این کتاب، گزیده ای از اشعار علی اسفندیاری، مشهور به نیما یوشیج، بنیانگذار شعر نو فارسی، ارائه شده است. نمونه هایی از این دست، کاری ارزشمند در معرفی ادب پارسی و شعر معاصر به همگان و به ویژه نوجوانان است.
«بادبادکها در شهر»، عنوان یکی از چند داستان کتاب است که در حال و هوای اواخر رژیم شاه و سقوط آن نوشته شده است. داستان درمورد پخش اعلامیههای ضروری برای آگاه کردن مردم جهت شرکت در تظاهرات چهارم آبان است. بچههای مدرسه کوروش کبیر به راهنمایی برادر محمد یک مسابقه بادبادک سازی راه انداخته و در هر بادبادک یک اعلامیه میگذارند و آن را از تپههای اطراف امامزاده یحیی به سوی آسمان شهر پرواز میدهند… .
مجموعه شعرهای ساده و زیبا از آسمان و خورشید و دریا و چلچلهها و برف. سوار بر نردبان شعر و ترانه میتوان به ستارهها رسید و رویای کودکان را زیباتر ساخت.
پیوند مولای متقیان حضرت علی (ع) با دختر گرامی پیامبر هدایت و آزادی، فاطمه زهرا (س)، از زیباترین پیوندهای صدر اسلام و بلکه همه تاریخ بشری است. نویسنده کوشیده است تا ضمن شرح مقدمات این پیوند از اقوال گوناگون، شأن و جایگاه آن دو خورشید هدایت و دو دریای سعادت را با استناد به حقایق تاریخی تبیین کند.
داستان ماجرای نوجوانی به نام مجید را روایت میکند که شلخته است مادرش همیشه او را از کرمی که در کیفش پیدا خواهد شد می ترساند اما مجید اهمیت نمی دهد تا اینکه حرفهای مادر راست می شود و کرمی در کیف مجید پیدا می شود این کرم کمکم باعث مشهور شدن وپولدار شدن خانواده مجید میشود.
داستان این رمان در بحبوحه روزهای انقلاب اسلامی در ایران اتفاق میافتد. «فصل پنجم: سکوت» ماجرای پسر نوجوانی به نام مرتضی است که ناخواسته درگیر اتقاقهای مهم سیاسی میشود. این اثر در واقع؛ اعترافها و واگویههای مرتضی-نقش اول- در یکی از زندانهای سیاسی است. بر این اساس داستان که در قالب «رئالیسم اجتماعی» نوشته شده، در تهران و در میان طبقه ضعیف رخ میدهد و نویسنده از زبانی طنزگونه در بیان برخی اتفاقهای کتاب بهره برده است.
آقای پغورقاتی، هیچوقت حال وسایل خانهاش را نمیپرسید. همه وسایل از آینه و مسواک و یخچال و شامپو و چرخگوشت و چرخ خیاطی و قفل و سطل آشغال گرفته تا تلویزیون و ریش تراش و لباسشویی و ... اعصابشان از دست پغورقاتی داغان بود...
یک باره ناهید درنظرم آمد. صدایش در گوشم پیچید: «ناصر چرا تندخو شدهای؟ آیا فکر میکنی با خشم میتوانی سمت و سوی شرایط را عوض کنی؟ یا آن که فکر میکنی تنها تو و تعدادی جنگجو شرافت خود را حفظ کردهاند و دیگر الموتیان غیرت و شرف خود را از دست دادهاند؟»
«صوفی» نوجوان روستای ترکمن چندسالی است که آروز دارد اسبی داشته باشد تا بتواند برای کورس پاییزهی گنبد آمادهاش کرده و با آن مسابقه بدهد؛ اما وضع مالی آنها مساعد نیست و او همه آرزوهای خود را بر بادرفته میبیند، تا اینکه روزی...
این کتاب با محوریت دفاع مقدس و بیان خاطرات جنگ تحمیلی هشتساله عراق علیه ایران از نگاهی دیگر است که میتواند رنگ و بوی خاصی به نگرشهای نسل نوجوان درباره جنگ و آن دوران بدهد. به نظر میرسد نویسنده با بیان احساس و خاطرهی اتفاقهای متعدد از زبان شخصیتهای داستان توانسته مخاطب را با خود همراه کند.
"«هستی» دختر 12 ساله و پرشر و شوری است. او عاشق ژیمناستیک و فوتبال است و از عروسک و کارهای دخترانه بیزار است. روزی بر اثر جنبوجوش فراوان دستش میشکند و پدر که در دریا روی نفتکش کار میکند، از اینکه نتوانسته به سر کار برود و مجبور است هستی را به بیمارستان ببرد خشمگین است؛ اما به زودی خبر بمباران شدن نفتکش و آتش گرفتن آن را میشنود و پدر و اهالی خانواده شکستن دست هستی را سبب خیر دانسته و به او افتخار میکنند
داستان دربارهی دو نوجوان است که نیمه شب در خانه به یک اتاقی راه پیدا میکنند و نسخهای از یک کتاب قدیمی را مییابند و به وسیله آن کتاب به جهانی دیگر کشیده میشوند و سر کتاب را تغییر میدهند.
طاها طی حادثهای توان راه رفتن را از دست میدهد، او که چشم و چراغ دبیرستان است دوره جدیدی از زندگی را آغاز میکند و نیاز به کمک دارد در این میان امیر تلاش میکند تا دوستی را در حق او تمام کند...
داستان بابور خیلی قبل از تولد او شروع میشود، یعنی از زمانی که کشتی بزرگ بادبانی «ناخدا ماجد» از سفر صید مروارید برمیگردد و ناخدا ماجد یک نفر را میفرستد دنبال «کهور» و پیغام میدهد که هر چه زودتر نزد او بیاید. کهور در خانهی ناخدا کسی را میبیند که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد. این اتفاق نه تنها زندگی کهور را شکل میدهد، بلکه باعث میشود که سالها بعد، پسر او به نام بابور دست به کاری شجاعانه بزند و نام خود را برای همیشه در قصهها ماندگار سازد.
«کرامت»، همانطور که به نقاشیهای روی دیوار غار نگاه میکرد، دربارهی ارزشهای تاریخی و هنریشان هم چیزهایی به هم میبافت. او با دیدن یکی از نقاشیها، صدایش گرفت و اشک از چشم هایش سرازیر شد...
اشکان» و مادرش در خانهای در بلندترین تپة جزیره زندگی میکنند. پدراشکان «صدیق» به همراه دوستان خود به دریا رفته و دیگر بازنگشته است. آنها همگی مرگ را پذیرفتهاند. پدر قبل از مرگ سفارش قایق داده و قایق به خانة آنها آورده شده است. اشکان برای پرسوجو از علت سفارش قایق و هزینةآن، به همراه «غلامعلی»، مسئول قایق مسافربری، و سرکار «امیری» به همراه زندانیای به نام « اصغرقاتل» و دانشجوی باستانشناسی به نام «برزو» به جزیره میرود تا از ناخدا در بازار سنتی دربارة قایق بپرسد. در آن روز دریا طوفانی میشود و همگی به سلامت به جزیره میرسند؛ اما طوفان ادامه پیدا میکند اشکان همراه با پسر دایی اش پاشا برای نگه داشتن قابق پدردرگیر اتفاقاتی می شوداو تمام تلاشش را برای نگه داشتن قایق و کمک به ماهیگیران جزیره می کندو سرانجام. آب دریا تا خانة اشکان بالا میآید. ناخدا و دیگران جزیره را ترک میکنند؛ اما اشکان و مادرش در محاصره آب قرار می گیرند وسرانجام به طور معجزه آسایی نجات پیدا می کنند.