در این کتاب، با ارائه موضوعهای مختلف و تمرینهای لازم سعی شده است تا کودکان آسانتر بتوانند معلومات خود را طبقه بندی کرده و دانسته های خود را گسترش و تعمیم دهند.
در این کتاب، با ارائه موضوعهای مختلف و تمرینهای لازم سعی شده است تا کودکان آسانتر بتوانند معلومات خود را طبقه بندی کرده و دانسته های خود را گسترش و تعمیم دهند.
در این کتاب، به کمک تصاویری زنده و زیبا از جانوران گوناگون، بسیاری از آنها معرفی شده و شکل کوچکی آنها با زمانی که بزرگ شده اند مقایسه گردیده است. طرح کتاب ساده و ابتکاری و برای کودکان جذاب و سرگرم کننده است.
امیر یکی از سیبها راکه در دفترش نقاشی شده بود پاک کرد، فقط چهارده سیب دیگر مانده بود، یعنی چهارده روز دیگر باید صبر می کرد و آن وقت پدرش از جبهه بر می گشت. آن روز کسی آمد و خبری به مادرش داد که او را غمگین و گریان کرد. از آن روز همسایه ها مرتب به خانه آنها می آمدند و … . بالاخره، در دفترش فقط یک سیب باقی مانده بود. امیر ترسید که آن را پاک کند ولی پدرش باز هم برنگردد. اما پدر همچون نسیم بهاری آمد و او را بوسید و یک سیب سرخ به دست امیر داد و… !
مادر سوگلی به خانه یکی از همسایهها رفته است که نان بپزد. پس از مدتی، شوهر خاله نگین مقداری انگور میآورد و آنها را درخانه سوگلی به امانت میگذارد تا بعد خاله نگین بیاید و آنها را ببرد. در همین هنگام سر و کله زنبور و گنجشک و خروس پیدا میشود و از انگورها میخورند و به سوگلی هم تعارف میکنند. اما سوگلی قبول نمیکند و بر روی پلهها خوابش میبرد. وقتی بیدار میشود… .
زیر گنبد کبود، میان مزرعهای، سگی بود، خروسی بود. خروس میترسید که هاپوخان مهربان، نکند وقت بلا، او را تنها بگذارد. تا اینکه یک روز با هم، توی جنگل قشنگ… . کتاب، سرودهای است دربارهی دوستی و مهربانی، به همراه تصاویری زنده و زیبا.
در آسمان آبی، تکه ابری بود که خیلی دلش میخواست ببارد، اما نه در دریا، بلکه در جایی که آب کم باشد. همراه باد راه افتاد و سفر خود را آغاز کرد. ولی هر جا که میرسید، کسی دوست نداشت باران ببارد. ابر غمگین شد و شروع به گریه کرد و… . کتاب مجموعه دو داستان جالب است، به همراه تصاویری متناسب و زیبا.
شاپرک زیبا هر روز با نسیم صبح بیدار میشد و برای نوشیدن شهد گلها به دشت گلهای رنگارنگ میرفت. یک روز شاپرک به دشتی تازه پرواز کرد و وقتی شهد یکی از گلها را مکید، از شوری آن تعجب کرد! برای پیدا کردن علت آن به سراغ زمین، جویبار و دریا رفت و آنگاه متوجه شد علت شوری آب دریا از اشکهای تلخ دختری است که در کنار دریا گریه می کرد. اما گریه آن دخترک به خاطر چه بود؟
قصهگویی سنتی است دیرپا و پربار که شایسته است آن را همانگونه که نسلهای پیش از ما پاس داشتهاند، حفظ کرده و به آیندگان بسپاریم. اگرچه امروزه دیگر از کرسیهای گرم و محفلهای خانوادگی و دوستانه همراه با قصهگویی در شبهای سرد زمستان، کمتر خبری است، اما میتوان این سنت نیک را در محافل و موقعیتهای مناسب دیگری، از جمله در کتابخانهها، اجرا کرد. تهیه و انتشار این مجموعه از کتابهای قصهگویی نیز به همین منظور صورت گرفته است تا دستمایهی کار مربیان گردد. در هر کدام از کتابهای این مجموعه، با بازنویسی قصههای مختلف، چهار قصه مناسب، به همراه توضیح کوتاهی دربارهی پیام هر قصه ارائه شده است. امید که مورد پسند والدین، مربیان، و به ویژه کودکان قرار گیرد.
قصهگویی سنتی است دیرپا و پربار که شایسته است آن را همانگونه که نسلهای پیش از ما پاس داشتهاند، حفظ کرده و به آیندگان بسپاریم. اگرچه امروزه دیگر از کرسیهای گرم و محفلهای خانوادگی و دوستانه همراه با قصهگویی در شبهای سرد زمستان، کمتر خبری است، اما میتوان این سنت نیک را در محافل و موقعیتهای مناسب دیگری، از جمله در کتابخانهها، اجرا کرد. تهیه و انتشار این مجموعه از کتابهای قصهگویی نیز به همین منظور صورت گرفته است تا دستمایهی کار مربیان گردد. در هر کدام از کتابهای این مجموعه، با بازنویسی قصههای مختلف، چهار قصه مناسب، به همراه توضیح کوتاهی دربارهی پیام هر قصه ارائه شده است. امید که مورد پسند والدین، مربیان، و به ویژه کودکان قرار گیرد.
قصهگویی سنتی است دیرپا و پربار که شایسته است آن را همانگونه که نسلهای پیش از ما پاس داشتهاند، حفظ کرده و به آیندگان بسپاریم. اگرچه امروزه دیگر از کرسیهای گرم و محفلهای خانوادگی و دوستانه همراه با قصهگویی در شبهای سرد زمستان، کمتر خبری است، اما میتوان این سنت نیک را در محافل و موقعیتهای مناسب دیگری، از جمله در کتابخانهها، اجرا کرد. تهیه و انتشار این مجموعه از کتابهای قصهگویی نیز به همین منظور صورت گرفته است تا دستمایهی کار مربیان گردد. در هر کدام از کتابهای این مجموعه، با بازنویسی قصههای مختلف، چهار قصه مناسب، به همراه توضیح کوتاهی دربارهی پیام هر قصه ارائه شده است. امید که مورد پسند والدین، مربیان، و به ویژه کودکان قرار گیرد.
قصهگویی سنتی است دیرپا و پربار که شایسته است آن را همانگونه که نسلهای پیش از ما پاس داشتهاند، حفظ کرده و به آیندگان بسپاریم. اگرچه امروزه دیگر از کرسیهای گرم و محفلهای خانوادگی و دوستانه همراه با قصهگویی در شبهای سرد زمستان، کمتر خبری است، اما میتوان این سنت نیک را در محافل و موقعیتهای مناسب دیگری، از جمله در کتابخانهها، اجرا کرد. تهیه و انتشار این مجموعه از کتابهای قصهگویی نیز به همین منظور صورت گرفته است تا دستمایهی کار مربیان گردد. در هر کدام از کتابهای این مجموعه، با بازنویسی قصههای مختلف، چهار قصه مناسب، به همراه توضیح کوتاهی دربارهی پیام هر قصه ارائه شده است. امید که مورد پسند والدین، مربیان، و به ویژه کودکان قرار گیرد.
قصهگویی سنتی است دیرپا و پربار که شایسته است آن را همانگونه که نسلهای پیش از ما پاس داشتهاند، حفظ کرده و به آیندگان بسپاریم. اگرچه امروزه دیگر از کرسیهای گرم و محفلهای خانوادگی و دوستانه همراه با قصهگویی در شبهای سرد زمستان، کمتر خبری است، اما میتوان این سنت نیک را در محافل و موقعیتهای مناسب دیگری، از جمله در کتابخانهها، اجرا کرد. تهیه و انتشار این مجموعه از کتابهای قصهگویی نیز به همین منظور صورت گرفته است تا دستمایهی کار مربیان گردد. در هر کدام از کتابهای این مجموعه، با بازنویسی قصههای مختلف، چهار قصه مناسب، به همراه توضیح کوتاهی دربارهی پیام هر قصه ارائه شده است. امید که مورد پسند والدین، مربیان، و به ویژه کودکان قرار گیرد.
قصهگویی سنتی است دیرپا و پربار که شایسته است آن را همانگونه که نسلهای پیش از ما پاس داشتهاند، حفظ کرده و به آیندگان بسپاریم. اگرچه امروزه دیگر از کرسیهای گرم و محفلهای خانوادگی و دوستانه همراه با قصهگویی در شبهای سرد زمستان، کمتر خبری است، اما میتوان این سنت نیک را در محافل و موقعیتهای مناسب دیگری، از جمله در کتابخانهها، اجرا کرد. تهیه و انتشار این مجموعه از کتابهای قصهگویی نیز به همین منظور صورت گرفته است تا دستمایهی کار مربیان گردد. در هر کدام از کتابهای این مجموعه، با بازنویسی قصههای مختلف، چهار قصه مناسب، به همراه توضیح کوتاهی دربارهی پیام هر قصه ارائه شده است. امید که مورد پسند والدین، مربیان، و به ویژه کودکان قرار گیرد.
داستان خرسی قطبی را روایت میکند که در یک اتفاق، جان خرگوش کوچکی را نجات میدهد. خرس و خرگوش که حالا دوستهای هم محسوب میشوند از آن پس دستخوش حوادثی میشوند. اشاره به تفاوتهای حیوانات، بررسی ملزومات دوستی و فداکاری بخشی از موضوعهایی است که کتاب «خرس کوچولوی قطبی و خرگوش شجاع» به آنها میپردازد.
شکوفه در کنار یک مغازهی ماهیفروشی، چشمش به ماهی کوچک قرمزی در تنگ کوچک میافتد و میخواهد آن را بخرد. اما پولش کم است و قول میدهد که بعد از بردن ماهی، بقیه پول را برای مغازهدار بیاورد. مغازهدار هم ماهی را به او میدهد و میگوید اگر بقیه پول تا قبل از روز عید به دستش نرسد...
پیر مردی تک و تنها، در جنگلی بالای کوه زندگی میکرد و با عبادت خداوند تبدیل به مردی دانا و خردمند شده بود که مردم شهر سؤالهای خود را از اسرار زندگی از او میپرسیدند. یک روز، مردی که به دیدن او آمده بود، مرغی به او هدیه کرد. هنگام شام، با خود فکر کرد که اگر مرغ را با پیاز و هویج بپزد، غذای خوشمزهای می شود. مرغ هم در این فکر بود که چقدر خوب میشد اگرکمی دانه برایش میریختند. اما هیچ اتفاقی نیفتاد، زیرا سرنوشت مرغ چیز دیگری بود...
وقتی برش زدن، ساختن شکل و چسباندن کاغذ را یاد بگیری میتوانی شکلهای مقوایی بریده شده را روی کاغذ سفید بگذاری و سعی کنی با تعدادی از آنها یک تصویر خوب بسازی. این کتاب به شما در ساختن این اشکال کمک زیادی میکند.
هرگز نباید ترس و فکرهای مربوط به آن را پنهان کنی و در دلت نگه داری؛ چون اینطوری نه تنها ترست از بین نمیرود، بلکه مرتب آزارت میدهد و نمیتوانی راحت و آسوده از بازی و تفریح لذت ببری. پس اگر چیزهایی هستند که تو را میترسانند، حتماً به پدر و مادرت بگو. آنها کمکت میکنند تا از دست این احساس ناخوشایند راحت شوی.
این کتاب که از مجموعهی بازی با علم است، با زبانی ساده و تصویرهای زیبا به شناسایی ویژگیهای باد برای کودکان میپردازد. همچنین برای فهم بهتر مطالب آزمایشهای ساده و جالبی را نیز طرح میکند.
این کتاب که از مجموعهی بازی با علم است، با زبانی ساده و تصویرهای زیبا به شناسایی ویژگیهای کودکان میپردازد. همچنین برای فهم بهتر مطالب آزمایشهای ساده و جالبی را نیز طرح میکند.