روزگاری در سرزمینی دوردست پسرکی با مادرش زندگی میکرد به نام «خوان». اما همه به او «ببو» میگفتند؛ یعنی خنگ و حواس پرت. پسرک دست به هر کاری میزد خرابکاری میکرد. به همین دلیل کسی کاری به او نمیداد و او معمولاً بیکار بود. اما یک روز مادرش از بیکاری او خسته شد و او را فرستاد تا برای خود کاری پیدا کند. به این ترتیب خرابکاریها و کارهای خندهدار او دوباره شروع شد ولی عاقبت همین کارهای خندهدار به نفع او و مادرش تمام شد.
| ناشر: | #کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان |
| قطع کتاب: | رحلی |
| نوع جلد: | نرم |
| رنگ چاپ: | رنگی |
| زبان: | فارسی |
| گروه سنی: | #+7 |
| تصویرگر: | جو سپدا |
| نویسنده: | #ماریسا مونتس |