در این رمان - که در زمرهی ادبیات داستانی وحشت قرار میگیرد - روایتگر زندگی خانوادهای سه نفره از طبقه متوسط شهری است که به یک آپارتمان نقل مکان میکنند و در آن شرایط تازه زندگی، اتفاقاتی برایشان رخ میدهد که مایه ساخت ماجرای داستان میشود. این رمان در هفتمین فهرست «لاک پشت پرنده» شامل کتابهای برگزیده پاییز ۱۳۹۱ موفق به دریافت ۳ لاکپشت پرنده شد و در سال ۱۳۹۲ نیز موفق به دریافت سومین جایزه کتاب مهر(طه) شد. یک تجربه ی فراموش نشدنی به من می گوید به عکس ها باید خوب دقت کنیم. در بعضی از عکس ها چیزی هست که خبر از یک حادثه یا اتفاق غیرمنتظره می دهد.
کتاب «بازیها و لحظهها» داستانی از میلاد، خواهرزاده احمدعلی است که سالها پیش در جبهههای جنگ ایران و عراق مفقود شده. در این داستان هادی، یک از شخصیتهای داستان به 17 سال بعد سفر میکند.
این داستان که درواقع به کودکان رفتار با حیوانات را آموزش میدهد درباره دوستی پسری با گربهای است که هر روز به باغچه آنها سرمیزند یا در باغچه زندگی میکند. پسرک روزی با گربه دعوایش میشود و گربه قهر میکند و از باغچه او میرود حالا پسر در فکر این است که چه حیوانی را جایگزین دوست رفتهاش کند.
یک روز، سنگهای دشت که ازخواب بیدارشدند، چشمشان به یک تکه ازخورشید افتاد که بر روی زمین افتاده بود. پس از پرس و جو، متوجه شدند که نام آن تکه خورشید، الماس است. آنگاه مشتاق شدند راز زندگی او را بدانند. الماس هم سرگذشت و سفر طولانی خود به اعماق زمین را برای آنها گفت. اما این پایان راه او نبود، بلکه…
ببر پیر و دنیا دیده وقتی فهمید که به مرگش نردیک می شود، پسر جوانش را صدا زد و سؤالهایی از او کرد. ببر جوان همه سؤالها را درست پاسخ داد جز سؤال آخر را. ببر جوان برای یافتن پاسخ درست، جنگل و بیشه ها را جستجو کرد تا اینکه سرانجام به یک انسان رسید و… .
راوی از شخصیت ابراهیم، از جایگاه او در میان مردم محله، از کمکهای بیدریغ او به سربازان جبهه ها، از خلق و خو و مهربانی او و از احساس و علاقه خود به او سخن می گوید. از آن شب که محله به خمپاره بسته شد و ابراهیم دو پایش را ازدست داد، در حالی که آخرین لحظات زندگیش هم پوتینی به دستش بود و در دست دیگرش سوزنی و بر لبهایش لبخندی.
صبح یک روزبهاری، خرس کوچولوی قرمز گفت: دیگر نمی خواهم بیش از این توی این غار کوچک و تاریک باشم؛ می خواهم از این به بعد در جنگل زندگی کنم. پس از آن، از کوه پایین آمد و اولین ماجرای زندگی او آغاز شد.
در خانواده ای، یک خواهر بزرگ بود و یک خواهر کوچک. مادر و پدر آنها هر روز صبح به سر کار می رفتند و خواهر بزرگ از خواهر کوچک مراقبت می کرد. خواهر بزرگ چون خیلی خواهر کوچکش را دوست داشت، هیچ وقت او را تنها نمی گذاشت و در همه کاری به او کمک می کرد و همواره می گفت: این کار را نکن؛ زود بیا اینجا؛ آنجا نرو؛ این را برندار؛ و… . سرانجام، خواهر کوچکتر خسته شد و… .
دالی بازی یکی از بازیهای مورد علاقه کودکان است. در این بازی، بچه ها در عین حرکت و جنب و جوش، مفهوم جستجو و یافتن را نیز عملا یاد می گیرند. در این کتاب، خیلی از حیوانات سعی می کنند با علی کوچولو دالی بازی کنند و او را از ناراحتی درآورند،اما گمشده علی چیز دیگری است.
نقلی پسربچه زرنگ و باهوشی است که در یک روستا زندگی می کند. خانه آنها در دشتی سرسبز و نزدیک جنگل و دریاست. او همیشه با دقت به همه چیز نگاه می کند و بنابراین خیلی چیزها می بیند و یاد می گیرد. در این مجموعه از داستانهای زندگی نقلی و پدربزرگش، با بعضی ازکارهایی که او کرده و چیزهایی که دیده است آشنا می شویم. به کمک تصاویری زیبا، درپایان هر کتاب، آنچه او یاد گرفته است ما هم یاد خواهیم گرفت
نقلی پسر بچه زرنگ و باهوشی است که در یک روستا زندگی می کند. خانه آنها در دشتی سرسبز و نزدیک جنگل و دریاست. او همیشه با دقت به همه چیز نگاه می کند و بنابراین خیلی چیزها می بیند و یاد می گیرد. در این مجموعه از داستانهای زندگی نقلی و پدربزرگش، با بعضی از کارهایی که او کرده و چیزهایی که دیده است آشنا می شویم. به کمک تصاویری زیبا، در پایان هر کتاب، آنچه او یاد گرفته است ما هم یاد خواهیم گرفت.
این کتاب در سه فصل با عناوین مختلف تدوین یافته، که از جمله عناوین فصل ها: طلوع یک ستاره، نوزادی در غار، رقص آتش، آهنگ سفر، ابر سیاه مرگ، بر بالین امپراطور، مادر، هروله، قربانی، خانه ای برای دوست و ... می باشد. پای ویرانه های شهری نشسته ام که روز گاری پایتخت یکی از بزرگترین امپراطوری های جهان بوده است. کتابی در دست دارم که مرا از راز های تاریخ این دیار آگاه می کند. اینجا سرزمین بابل است... .
روزی پیرزن مهربانی ساکن روستایی میشود که اهالی آن جا مدام از هم انتقاد و با هم دعوا میکنند. پیرزن برای یاد دادن محبّت کردن و احترام به تفاوتهای یکدیگر باغچهای پر از گلهای متفاوت درست میکند و با محبّت آنها را پرورش میدهد. سایر اهالی نیز به تقلید از پیرزن باغچهای از گلهای شبیه شخصیت خود درست میکنند ولی
در یک کلبه قدیمی پیرمردی زندگی می کرد که اصلا از سر و صدا خوشش نمی آمد و هر صدایی او را ناراحت می کرد؛ هوهوی باد لابه لای درختان، هیس هیس کتری روی اجاق و… . یک روز به دیدن قاضی دانای ده رفت و مشکلات خود را با او در میان گذاشت. قاضی به او گفت تا یک گاو به کلبه خود ببرد! پیرمرد این کار را کرد، اما… .
این کتاب در مجموعه ی کتاب رمان نوجوان امروز قرار دارد. این رمان درباره احمدعلی، مادر بزرگ، پدربزرگ و خواهرزادههای اوست و اثری با مضمون دفاع مقدس محسوب میشود. داستان درباره مفقودالاثر شدن «احمد علی» است اما مادربزرگ به هیچ وجه این ماجرا را قبول نمیکند.شخصیت اصلی این داستان، دختر ۹ سالهای است که داستان را پیش میبرد.
داستان های خوب همیشه برای بچه ها جذّاب و سرگرم کننده است، بویژه آنکه این داستانها از زبان مردم گوناگون در کشورهای مختلف جهان گفته شود. به این ترتیب، دریچه ای هرچند کوچک به روی فرهنگ و باورهای دیگر مردم جهان گشوده می شود. این کتاب بیست و دومین کتابی است که طی دوازده دوره، در مجموعه “انتشارات مشترک آسیا و اقیانوسیه مرکز فرهنگی آسیایی یونسکو” در ژاپن به سال ١٩٩١ برای کودکان منتشر و توسط مترجم فقید، سیروس طاهباز، به نثری ساده و روان ترجمه شده است.
مجموعهی نقلی، داستانهایی از زندگی او و پدربزرگش است. نقلی پسر بچه زرنگ و باهوشی است که در یک روستا زندگی می کند و همیشه با دقت به اطراف خود نگاه کرده و خیلی چیزها یاد می گیرد. در این مجموعه کتابها، به زبان تصویر با کارهای نقلی و آموخته های او آشنا می شویم.
مادر سوگلی به خانه یکی از همسایهها رفته است که نان بپزد. پس از مدتی، شوهر خاله نگین مقداری انگور میآورد و آنها را درخانه سوگلی به امانت میگذارد تا بعد خاله نگین بیاید و آنها را ببرد. در همین هنگام سر و کله زنبور و گنجشک و خروس پیدا میشود و از انگورها میخورند و به سوگلی هم تعارف میکنند. اما سوگلی قبول نمیکند و بر روی پلهها خوابش میبرد. وقتی بیدار میشود… .
از گنجینهی عظیم شعر فارسی، تاکنون گزینههای بسیاری با شرح و تفسیر به چاپ رسیده است که بیشتر برای استفاده دانشجویان فراهم آمده و بعضی از آنها هنوز هم به عنوان واحدهای درسی در دانشگاهها و دیگر مراکز آموزش عالی تدریس میشود. هدف از چاپ گزیدهی حاضر نیز آشنا ساختن عموم علاقهمندان و به ویژه نوجوانان با میراث ارجمند ادبی و فرهنگی ایرانی و اسلامی از چشمانداز گلزار زیبای شعر فارسی است. امید که این مجموعهها موجب جستوجوی بیشتر در گسترهی شعر و ادب فارسی شده و هر چه بیشتر رشد و تعالی فرهنگی نسل جوان را به دنبال داشته باشد.
زیر گنبد کبود، میان مزرعهای، سگی بود، خروسی بود. خروس میترسید که هاپوخان مهربان، نکند وقت بلا، او را تنها بگذارد. تا اینکه یک روز با هم، توی جنگل قشنگ… . کتاب، سرودهای است دربارهی دوستی و مهربانی، به همراه تصاویری زنده و زیبا.
پنج تا موش کوچولو، دنبال نان و پنیر، گردو و شیر، میخواستند از لانه بیرون بیایند که ناگهان سایه گربه را دیدند. بالاخره از لانه بیرون دویدند، به غذای خود هم رسیدند از گربه هم نترسیدند. اما چگونه!؟ با اتحاد یا به کمک انگشتها؟ بخوانید و ببینید.
علی بن مهزیار که ١٩ سال در آرزوی دیدار امام خود است، در سال بیستم انتظار، به زیارت خانه ی خدا میرود و در آنجا به راهنمایی قاصدی به میهمانی امام خود راه مییابد. هیچکس نمیتواند بفهمد که میهمانی سه روزه در خانهی کسی که یک لحظه دیدارش آرزوی همه انبیا و اولیاست، با علی بن مهزیار چه میکند. پس از این دیدار، زبان حال او همواره این است: «عمری به اندازهی عمر نوح نیز فدای یک لحظه دیدار!»