این کتاب در مجموعه ی کتاب رمان نوجوان امروز قرار دارد. این رمان درباره احمدعلی، مادر بزرگ، پدربزرگ و خواهرزادههای اوست و اثری با مضمون دفاع مقدس محسوب میشود. داستان درباره مفقودالاثر شدن «احمد علی» است اما مادربزرگ به هیچ وجه این ماجرا را قبول نمیکند.شخصیت اصلی این داستان، دختر ۹ سالهای است که داستان را پیش میبرد.
داستان بره کوچولویی به نام حبه که وقتی مامان بزی به صحرا می رفت در خانه تنها می ماند و با عروسکش صحبت می کند.بالاخره بچه گرگی را به خانه اش راه می دهد و همبازی هم می شوند و اما بقیه داستان...
داستان های خوب همیشه برای بچه ها جذّاب و سرگرم کننده است، بویژه آنکه این داستانها از زبان مردم گوناگون در کشورهای مختلف جهان گفته شود. به این ترتیب، دریچه ای هرچند کوچک به روی فرهنگ و باورهای دیگر مردم جهان گشوده می شود. این کتاب بیست و دومین کتابی است که طی دوازده دوره، در مجموعه “انتشارات مشترک آسیا و اقیانوسیه مرکز فرهنگی آسیایی یونسکو” در ژاپن به سال ١٩٩١ برای کودکان منتشر و توسط مترجم فقید، سیروس طاهباز، به نثری ساده و روان ترجمه شده است.
این کتاب، از مجموعه اسباب بازیهای سنتی در ایران، طرز ساختن چند نوع اسباب بازی را که تولید سوت و صدا می کنند، به شما یاد می دهد. ساختن این اسباب بازیها بسیار ساده و از قدیم هم مرسوم بوده است. برای این کار می توانید از مواد و وسایلی که معمولاً در هر خانه ای پیدا می شود استفاده کنید. درست کردن و ساختن یک اسباب بازی، خیلی بهتر و با ارزش تر از خریدن یک اسباب بازی آماده و حتی گرانقیمت است. نظر شما چیست ؟
روباهی بود که مثل همه روباهها پوزهاش باریک بود و دمش دراز، بدجنس و حقهباز و تنبل. صبح تا شب در خانهاش یا چرت میزد یا نقشه میکشید که چطور سر این و آن کلاه بگذارد. در همسایگی روباه، خرچنگ و لاکپشتی خانه داشتند که ساده و مهربان بوده، با هم کار میکردند و کاری هم به کسی نداشتند. روزی موقع درو کردن گندمها، روباه حقهای سوار کرد و خواست تا حاصل زحمت لاکپشت و خرچنگ را از دست آنها بِرباید…
کودک بالهای مقوایی را با قیچی ریزریز می کند، چون به هیچ دردی نمی خورند و سعی می کند فکر پرواز را از سرش بیرون کند. اما روز بعد مادرش می گوید که اگر او یک پرنده بود چه می کرد. می توانست پرواز کند و به جای اینکه هر روز به هلال احمر نامه بنویسند، می رفت و بابا را پیدا می کرد. یک شب در خواب می بیند که بالهای بزرگی دارد و براحتی می تواند پرواز کند. ولی صبح به صدای همهمه ای در خانه از خواب بیدار می شود و می بیند که مادرش پیراهن مشکی پوشیده است.
گل همیشه قرمز در تنهایی به دنیای پشت پنجره فکر می کرد و دلش می خواست در باغچه، پیش گلهای یاس، نیلوفر، نرگس و دیگر گلها باشد. او هیچ وقت غنچه نمی داد، بزرگ نمی شد، حتی چیزی هم نمی خورد. آخر او یک گل طبیعی نبود؛ یک گل مصنوعی بود، توی یک گلدان شیشه ای. اما یک روز صبح اتفاقی افتاد که سرنوشت گل همیشه قرمز را عوض کرد….
در یکی از روزهای پاییزی خاله موشه با سر و صدای باد بیدار شد و از سوراخش بیرون آمد و با دمش مشغول جمع کردن برگها شد. موش کوچولو هم که مادرش را سرگرم کار دید، یواشکی از لانه بیرون پرید و به طرف آبگیر دوید. اما در آنجا اتفاقی افتاد که بسیاری از حیوانات جنگل را به آن سو کشاند. داستان شیطنت موش کوچولو با تصاویر زیبایی از جنگل و حیوانات آن همراه شده است.
مجموعهی نقلی، داستانهایی از زندگی او و پدربزرگش است. نقلی پسر بچه زرنگ و باهوشی است که در یک روستا زندگی می کند و همیشه با دقت به اطراف خود نگاه کرده و خیلی چیزها یاد می گیرد. در این مجموعه کتابها، به زبان تصویر با کارهای نقلی و آموخته های او آشنا می شویم.
کتاب، مجموعه داستانهای کوتاهی است به زبان ساده و با هدف آموزش چگونگی خواندن نماز و گرفتن وضو و … به کودکان. داستانها با تصاویری متناسب با مطالب کتاب همراهی شده است.
کودک کوچولوی ما صبح که از خواب برمی خیزد متوجه می شود که فیل قرمز درعکس روی دیوار اتاقش نیست. سراغ او را از دوستانش می گیرد اما حیوانات دیگر هم از فیل قرمز اطلاعی ندارند تا اینکه … . در این کتاب با یک شیوه خوب معرفی می شوند حیوانات مختلف همراه با نقاشیهای زیبا به کودکان معرفی می شوند.
پسرک دوست داشت که او هم مثل بعضی دیگر از بچههای کلاس کلاه پشمی داشته باشد تا بتواند در دسته آنها به حساب آید و با آنها بازی کند؛ اما مادرش به حرف او گوش نمیداد و کلاه را برای او نمیخرید. یک روز در مدرسه در یک جای خلوت، پسرک یک کلاه پشمی میبیند و پس از مدتی تردید آن را برداشته و در آستین کتش پنهان میکند، ولی وقتی به خانه برمیگردد …
امیر یکی از سیبها راکه در دفترش نقاشی شده بود پاک کرد، فقط چهارده سیب دیگر مانده بود، یعنی چهارده روز دیگر باید صبر می کرد و آن وقت پدرش از جبهه بر می گشت. آن روز کسی آمد و خبری به مادرش داد که او را غمگین و گریان کرد. از آن روز همسایه ها مرتب به خانه آنها می آمدند و … . بالاخره، در دفترش فقط یک سیب باقی مانده بود. امیر ترسید که آن را پاک کند ولی پدرش باز هم برنگردد. اما پدر همچون نسیم بهاری آمد و او را بوسید و یک سیب سرخ به دست امیر داد و… !
مادر سوگلی به خانه یکی از همسایهها رفته است که نان بپزد. پس از مدتی، شوهر خاله نگین مقداری انگور میآورد و آنها را درخانه سوگلی به امانت میگذارد تا بعد خاله نگین بیاید و آنها را ببرد. در همین هنگام سر و کله زنبور و گنجشک و خروس پیدا میشود و از انگورها میخورند و به سوگلی هم تعارف میکنند. اما سوگلی قبول نمیکند و بر روی پلهها خوابش میبرد. وقتی بیدار میشود… .
پیامبر خدا در پی دعوت از اقوام و ملل مختلف به دین اسلام نامهای هم برای رهبر مسیحیان نجران میفرستد و آنها را به دین اسلام فرا میخواند. اما آنها در تردید از پذیرفتن این دعوت، عدهای رابه نمایندگی از طرف خود به مدینه و به دیدار پیامبر میفرستند. این نمایندگان در پرسش و پاسخ با رسول خداوند قانع نمیشوند و سرانجام کار را به مباهله واگذار میکنند. کتاب شرح این واقعهی تاریخی است که با زبانی ساده و به صورت داستان روایت میشود.
این کتاب مجموعه داستانهایی است به زبان ساده و کودکانه برای بچهها که در دنیا و نگاه آنان هر چیز جان دارد و با آنها حرف میزند، از ماشین و موتور و چراغ راهنمایی گرفته تا سیدی و تلمبه و… چه برسد به کلاغ و گربه و… . در این داستانها، بچهها بر قایق خیال نویسنده مینشینند و به کمک نقاشیهای زیبا یک بار دیگر به دنیای زنده خیال خود قدم میگذارند.
زیر گنبد کبود، میان مزرعهای، سگی بود، خروسی بود. خروس میترسید که هاپوخان مهربان، نکند وقت بلا، او را تنها بگذارد. تا اینکه یک روز با هم، توی جنگل قشنگ… . کتاب، سرودهای است دربارهی دوستی و مهربانی، به همراه تصاویری زنده و زیبا.
پنج تا موش کوچولو، دنبال نان و پنیر، گردو و شیر، میخواستند از لانه بیرون بیایند که ناگهان سایه گربه را دیدند. بالاخره از لانه بیرون دویدند، به غذای خود هم رسیدند از گربه هم نترسیدند. اما چگونه!؟ با اتحاد یا به کمک انگشتها؟ بخوانید و ببینید.
در آسمان آبی، تکه ابری بود که خیلی دلش میخواست ببارد، اما نه در دریا، بلکه در جایی که آب کم باشد. همراه باد راه افتاد و سفر خود را آغاز کرد. ولی هر جا که میرسید، کسی دوست نداشت باران ببارد. ابر غمگین شد و شروع به گریه کرد و… . کتاب مجموعه دو داستان جالب است، به همراه تصاویری متناسب و زیبا.
شاپرک زیبا هر روز با نسیم صبح بیدار میشد و برای نوشیدن شهد گلها به دشت گلهای رنگارنگ میرفت. یک روز شاپرک به دشتی تازه پرواز کرد و وقتی شهد یکی از گلها را مکید، از شوری آن تعجب کرد! برای پیدا کردن علت آن به سراغ زمین، جویبار و دریا رفت و آنگاه متوجه شد علت شوری آب دریا از اشکهای تلخ دختری است که در کنار دریا گریه می کرد. اما گریه آن دخترک به خاطر چه بود؟
قصهگویی سنتی است دیرپا و پربار که شایسته است آن را همانگونه که نسلهای پیش از ما پاس داشتهاند، حفظ کرده و به آیندگان بسپاریم. اگرچه امروزه دیگر از کرسیهای گرم و محفلهای خانوادگی و دوستانه همراه با قصهگویی در شبهای سرد زمستان، کمتر خبری است، اما میتوان این سنت نیک را در محافل و موقعیتهای مناسب دیگری، از جمله در کتابخانهها، اجرا کرد. تهیه و انتشار این مجموعه از کتابهای قصهگویی نیز به همین منظور صورت گرفته است تا دستمایهی کار مربیان گردد. در هر کدام از کتابهای این مجموعه، با بازنویسی قصههای مختلف، چهار قصه مناسب، به همراه توضیح کوتاهی دربارهی پیام هر قصه ارائه شده است. امید که مورد پسند والدین، مربیان، و به ویژه کودکان قرار گیرد.
قصهگویی سنتی است دیرپا و پربار که شایسته است آن را همانگونه که نسلهای پیش از ما پاس داشتهاند، حفظ کرده و به آیندگان بسپاریم. اگرچه امروزه دیگر از کرسیهای گرم و محفلهای خانوادگی و دوستانه همراه با قصهگویی در شبهای سرد زمستان، کمتر خبری است، اما میتوان این سنت نیک را در محافل و موقعیتهای مناسب دیگری، از جمله در کتابخانهها، اجرا کرد. تهیه و انتشار این مجموعه از کتابهای قصهگویی نیز به همین منظور صورت گرفته است تا دستمایهی کار مربیان گردد. در هر کدام از کتابهای این مجموعه، با بازنویسی قصههای مختلف، چهار قصه مناسب، به همراه توضیح کوتاهی دربارهی پیام هر قصه ارائه شده است. امید که مورد پسند والدین، مربیان، و به ویژه کودکان قرار گیرد.
قصهگویی سنتی است دیرپا و پربار که شایسته است آن را همانگونه که نسلهای پیش از ما پاس داشتهاند، حفظ کرده و به آیندگان بسپاریم. اگرچه امروزه دیگر از کرسیهای گرم و محفلهای خانوادگی و دوستانه همراه با قصهگویی در شبهای سرد زمستان، کمتر خبری است، اما میتوان این سنت نیک را در محافل و موقعیتهای مناسب دیگری، از جمله در کتابخانهها، اجرا کرد. تهیه و انتشار این مجموعه از کتابهای قصهگویی نیز به همین منظور صورت گرفته است تا دستمایهی کار مربیان گردد. در هر کدام از کتابهای این مجموعه، با بازنویسی قصههای مختلف، چهار قصه مناسب، به همراه توضیح کوتاهی دربارهی پیام هر قصه ارائه شده است. امید که مورد پسند والدین، مربیان، و به ویژه کودکان قرار گیرد.