بر اساس این خبر، آقای تاشن بیر یک انسان ترسوست که شدیداً از خانم صاحبخانه «کلم قرمز» میترسد، از رییس خود حساب میبرد و اصولاً در برابر افرادی که به او بد و بیراه میگویند و با او آمرانه برخورد میکنند کوتاه میآید... تا اینکه در یک روز شنبه، یک زامس سر راه او قرار میگیرد و تصمیم به ماندن نزد او میگیرد.