این کتاب را برای کودکان بلند خوانی کنید و در باره خشم با هم گفت و گو کنید. گفت و گو در باره احساسات کودکان به آنها کمک کنید تا بتوانند احساسات مختلف خود را از هم تمیز دهند. و به دنبال راهکاری مناسب برای کنترل آنها باشند.
تا آرام، آرام هنگام خشم از پرخاشگری پرهیز کنند و راه سازش و توافق را جست وجو کنند. کودکان را به خاطر فرونشاندن خشم تشویق کنید، برای آرام شدن و طرح مشکل یاری شان دهید.
نویسنده این کتاب از موجودی به نام خشم قلمبه و شیوه کوچک شدن و از میان رفتنش استفاده کرده است تا کودک بتواند با همذات پنداری بر خشم قلمبه خود غلبه کند.
هنریتا تک و تنهاست و بهجز داستانها همدمی ندارد. او کشف میکند که خانهی امید پر از رازهای عجیب است: اتاق زیرشیروانی که از یاد رفته، تصاویری شبحگونه، نور آتشی مرموز که آن سوی باغچه در میانِ درختان سوسو میزند.
در ویرانی به جا مانده از جنگ جهانی دوم، مردم سرگردان و پریشان به دنبال نزدیکان و اقوام خود میگردند. دراین میان، توماس، پسر جنگزدهی نوجوان، هم دربه در نشانی از مادرش میجوید. اما وقتی به خانهی ویران خالهاش دروین میرسد، درمانده و ناامید از پای مینشیند.
سپس با «عصا» برخورد می کند: کهنه سربازی که در جنگ از پا درآمده، ولی رسم و راه بازار سیاه را خوب بلد است؛ همینطور راه و رسم زندگی را.
در
یک قاب زیبا جانوران جنگل را می بینیم که به یک صفحه نگاه می کنند. این طرح روی
جلد کتاب از این طرف نگاه کن است. حس شگفتی و میل به کشف تازگی در چهره تمام آنها
دیده می شود.
کتاب
را اگر باز کنید می بینید که حیوانات جنگل یک به یک تلاش می کنند تصویر خودشان را
در تابلو پیدا کنند. وقتی زرافه گردن دراز وارد می شود همه باید زاویه دیدشان را
عوض کنند.
از
این طرف نگاه کن یک شاهکار تصویری است. هر صفحه از این کتاب مثل یک قاب شگفت انگیز
میل به کشف را در مخاطب زنده می کند.