این کتاب روایتی کودکانه و طنزآمیز پیرامون موش کوچکی است که چیزی برای
خوردن ندارد. او که گرسنه است از مادرش میخواهد تا چیزی برای خوردن
بیاورد، اما دست آخر یک بشقاب پر از «هیچی» نصیبش میشود. موشی شروع به
خوردن «هیچی» میکند و خب معلوم است که با «هیچی» سیر نمیشود...
تصاویر کتاب زیبا و چشمنواز هستند و فونت نوشتهها برای کودک جذاب است.
این اثر مخاطب خردسال را بهشکلی ساده و داستانی با مفهوم «هیچی» آشنا
میکند و فرصت خوبی برای گفتوگوی والدین با فرزندان دربارهی معنا و ارزش
چیزها فراهم میآورد.
داستان ماجرای نوجوانی به نام مجید را روایت میکند که شلخته است مادرش همیشه او را از کرمی که در کیفش پیدا خواهد شد می ترساند اما مجید اهمیت نمی دهد تا اینکه حرفهای مادر راست می شود و کرمی در کیف مجید پیدا می شود این کرم کمکم باعث مشهور شدن وپولدار شدن خانواده مجید میشود.