داستان این کتاب که برداشتی آزاد از یکی از داستانهای مثنوی مولوی است. موضوع آزادی را در روایتی مصور برای کودکان بیان میکند. در این داستان مردی بازرگان یک طوطی زیبا در قفس دارد. یک روز که به هندوستان سفر میکند به هنگام خداحافظی با طوطیا، طوطی از او میخواهد تا پیغامش را به طوطیهای هند برساند. او در هند درخواست طوطی را اجرا میکند اما یکی از طوطیهای هند به خود میلرزد و به زمین میافتد و میمیرد..
این کتاب مجموعه داستانهایی است به زبان ساده و کودکانه برای بچهها که در دنیا و نگاه آنان هر چیز جان دارد و با آنها حرف میزند، از ماشین و موتور و چراغ راهنمایی گرفته تا سیدی و تلمبه و… چه برسد به کلاغ و گربه و… . در این داستانها، بچهها بر قایق خیال نویسنده مینشینند و به کمک نقاشیهای زیبا یک بار دیگر به دنیای زنده خیال خود قدم میگذارند.
پیوند مولای متقیان حضرت علی (ع) با دختر گرامی پیامبر هدایت و آزادی، فاطمه زهرا (س)، از زیباترین پیوندهای صدر اسلام و بلکه همه تاریخ بشری است. نویسنده کوشیده است تا ضمن شرح مقدمات این پیوند از اقوال گوناگون، شأن و جایگاه آن دو خورشید هدایت و دو دریای سعادت را با استناد به حقایق تاریخی تبیین کند.
در فرهنگ این مرز و بوم، هنر همواره منزلت خاص خود را داشته و هنرمند نیز در نگاه آقا سگه به مرض عجیبی دچار شده بود. دیگه نمیتوانست درست واقواق کند. گاهی میگفت: واق، میو، واق گاهی میگفت: واق، قار، واق، و صداهای دیگر. وقتی پیش دکتر رفت دکتر از دست او خیلی عصبانی شد، چون فهمید که سگ بدجنس شکمو گربه و کلاغ و... را خورده است. او گربه و کلاغ و... را از گلوی سگ ناقلا بیرون کشید ولی ناگهان سگ بدجنس به او حمله کرد و... . کتاب حاضر مجموعه چند داستان ساده و جالب است، به همراه نقاشیهای قشنگ.
زبان و ادبیات فارسی سرشار از حکایتها و داستانهایی است که خواندن آنها هم اوقات آدمی را خوش میسازد، و هم بر عقل و خرد وی میافزاید. در این میان، مثنوی مولوی یکی از گنجینههای گرانقدر زبان ادب فارسی است که دریایی از پند و حکمت و راهنمایی و روشنی در آن نهفته است. کتاب حاضر بازگویی یکی از داستانهای کوتاه مثنوی مولوی است به زبان نثر. اینگونه بازگوییها زمینهای است برای ایجاد انگیزه در کودکان و نوجوانان تا به سراغ اصل داستانها در مثنوی بروند و بهرههای بیشتر برگیرند.
افسانهها و قصههای کهن خاص کودکان از محتوای مشابهی برای تبدیل شدن به نمایش نامه برخوردارند. اما نوشتن نمایش نامه کودکانه نیازمند ارائه قصهها بر پایه تعریف جدید از تئاتر است. مهمترین جنبه این نمایش نامهها بیان اشعار آنهاست به گونهای که دقیقاً برخوردار از ویژگیهای شعر کودک باشد. این مجموعه با هدف شادتر ساختن دنیای کودکان شکل گرفته است، با این امید که به روح پاک آنان نیز آرامش بخشیده و به آنان در کسب تجربههای بهتر زندگی یاری رساند.
در آسمان ستارهی کوچک و مهربانی بود که زمین و مردمش را بسیار دوست داشت. بر روی زمین پیرزن تنها و فقیری زندگی میکرد که ستارهی کوچک را نشان کرده بود و میگفت: "این ستارهی من است." و هرشب با او از غمها، غصهها و تنهاییاش میگفت. ستاره تصمیم گرفت برای خوشحال کردن پیرزن به زمین بیاید. او برای این کار از ماه اجازه خواست. ماه به او اجازه داد و گفت که اگر پیرزن رازش را بفهمد و بداند که او یک ستاره است دیگر نمیتواند بر روی زمین بماند. ستاره قول داد و سپس به سوی زمین به راه افتاد و به شکل یک دختر زمینی نزد پیرزن رفت و پیش او ماند. پیرزن که از تنهایی نجات یافته بود روزگار را به خوشی میگذراند تا این که کمی بعد بر اثر کنجکاوی راز ستاره را دریافت. از آن پس ستاره به آسمان رفت. پیرزن همیشه نگاهش به آسمان بود و میدانست بین همهی ستارهها، ستارهی مهربان و زبیایش به او نگاه میکند.
«بازی، شعر، نمایش» از فعالیتهای مورد علاقه کودکان است که در تلفیق، چیزی فراتر از جمع ویژگیهای تکتک انواع را در بر خواهد داشت. این ویژگی به دلیل نزدیک بودن به زندگی کودک که تلفیقی طبیعی از هنر و بازی است، زمینههای مناسبی را برای پرورش او فراهم میکند. بازیهای نمایشی این مجموعه، تلفیقی است از بازی، شعر و نمایش که مربیان میتوانند آنها را با ابتکار خود و کمک کودکان به اجرا درآورند و بدین گونه کودکان را در یادگیری راحتتر یاری دهند.