ترانههای کتاب، قصههای منظوم بسیار کوتاهی هستند که بزرگترها میتوانند به کمک انگشتان دست برای بچهها بگویند. در این کتاب، به کمک تصاویر شاد و زیبا، شعر و ترانه و بازی و نمایش درهم آمیخته شده است.
کمک به کسانی که پناه میآورند، ترویج فرهنگ صلح، ارتباط بین نسلی و همزیستی مسالمتآمیز، برخی از مفاهیمی است که «مهمانهای ناخوانده» به انعکاس آنها پرداخته است.
در بخشی از این کتاب خاطرهانگیز که پیش از این به عنوان میراث ناملموس به ثبت رسیده است.
در یک باغوحش بزرگ یک بچه شیر کوچولو به دنیا آمد. او در کنار مادرش در یک قفس هرروز بزرگتر میشد و با میلههای قفس بازی میکرد. طول قفس برای شیرکوچولو فقط ده قدم بود، بنابراین پس از رسیدن به انتهای قفس او برمیگشت و به طرف دیگر میرفت.
یک روز اتفاق جالبی افتاد. نگهبان قفس یادش رفت در قفس را ببندد و شیرکوچولو از قفس بیرون رفت. اما او عادت داشت فقط ده قدم مستقیم برود. اگر او قدم یازدهم را برمیداشت میتوانست آزادی خود را به دست آورد و همه جهان را ببیند، اما… .
نقاشیهای ساده و زیبای کتاب نیز داستان شیر کوچولو را به خوبی تصویر میکند.