کتاب «بازیها و لحظهها» داستانی از میلاد، خواهرزاده احمدعلی است که سالها پیش در جبهههای جنگ ایران و عراق مفقود شده. در این داستان هادی، یک از شخصیتهای داستان به 17 سال بعد سفر میکند.
معرفی کتاب فرش ایران را بشناسیم اثر احمد دانشگر در این کتاب سخن از فرش به میان آمده است. فرش کلمهای است عربی، به معنی گستردن و گستردنی که قالی و گلیم و مانند آن را شامل میشود. قالی از کلمه ترکی «قالین» گرفته شده و نامی است برای فرش پرزدار که با نخ پنبه، ابریشم و پشم به رنگها و نقشهای مختلف بافته میشود. فرش با سابقه تاریخی طولانیاش، نمونه خوبی است در نشان دادن ذوق و سلیقه مردمان شریفی که در جوامع ایلاتی و عشایری و شهری با سرانگشتان هنرمند خود تار و پود از پشم های رنگین را درهم میتنند تا با بافتن فرشی، هنر خویش را به نمایش بگذارند و گذران زندگی کنند. کدام صنعت و فن را میتوان یافت که در زمانهای مختلف، با وسیلهای اینچنین ساده و بدون هیچ وابستگی پایدار بماند و اصالت و فرهنگ خویش را حفظ کند. کدام هنر را میتوان شناخت که با مشتی تار و پود از مواد اولیه ارزان قیمت داخلی شکل بگیرد و زندگی یابد تا سرمایه زندگی مردمان بیادعایی شود که از این راه امرار معاش میکنند.
این داستان که درواقع به کودکان رفتار با حیوانات را آموزش میدهد درباره دوستی پسری با گربهای است که هر روز به باغچه آنها سرمیزند یا در باغچه زندگی میکند. پسرک روزی با گربه دعوایش میشود و گربه قهر میکند و از باغچه او میرود حالا پسر در فکر این است که چه حیوانی را جایگزین دوست رفتهاش کند.
یک روز، سنگهای دشت که ازخواب بیدارشدند، چشمشان به یک تکه ازخورشید افتاد که بر روی زمین افتاده بود. پس از پرس و جو، متوجه شدند که نام آن تکه خورشید، الماس است. آنگاه مشتاق شدند راز زندگی او را بدانند. الماس هم سرگذشت و سفر طولانی خود به اعماق زمین را برای آنها گفت. اما این پایان راه او نبود، بلکه…
در این کتاب، با طرح داستانی ساده و تصاویری زیبا، زندگی زنبوران عسل و جنبه های مختلف آن به زیبایی ارائه شده است.قصهی «زنبورعسلی به نام وزوزی» قصه زندگی زنبورهای عسل است. زنبورهای عسل در کندو زندگی میکنند. وقتی دو ملکه در یک کندو به دنیا میآید، ملکه قدیمی به همراه تعدادی از زنبورها از کندو مهاجرت میکند و یک کندوی جدید میسازد.
ببر پیر و دنیا دیده وقتی فهمید که به مرگش نردیک می شود، پسر جوانش را صدا زد و سؤالهایی از او کرد. ببر جوان همه سؤالها را درست پاسخ داد جز سؤال آخر را. ببر جوان برای یافتن پاسخ درست، جنگل و بیشه ها را جستجو کرد تا اینکه سرانجام به یک انسان رسید و… .
راوی از شخصیت ابراهیم، از جایگاه او در میان مردم محله، از کمکهای بیدریغ او به سربازان جبهه ها، از خلق و خو و مهربانی او و از احساس و علاقه خود به او سخن می گوید. از آن شب که محله به خمپاره بسته شد و ابراهیم دو پایش را ازدست داد، در حالی که آخرین لحظات زندگیش هم پوتینی به دستش بود و در دست دیگرش سوزنی و بر لبهایش لبخندی.
در این کتاب، به شیوه ای جالب، در دو صفحه پشت سر هم از کتاب، نشان داده می شود که خیلی از چیزها که ما می بینیم،شاید همان ها نباشند که اول فکر می کنیم. برای رسیدن به واقعیت، گاه باید کمی جستجو کرد و با دقت بیشتری به اطراف نگاه کرد.
در جنگلی دور، دارکوبی بود که در تنه درختی زندگی میکرد. او شبها میخوابید و روزها کار میکرد. روزی جغدی آمد و بالای سر او لانه ساخت و همسایه او شد. اما بهزودی کار آنها به مشاجره کشید، چرا که جغد شبها بیدار بود و روزها میخوابید. با سروصدای آنها همه حیوانات جنگل جمع شدند و… . تصاویر بسیار شاد و زیبای کتاب بر جذابیت داستان آن افزوده است.
صبح یک روزبهاری، خرس کوچولوی قرمز گفت: دیگر نمی خواهم بیش از این توی این غار کوچک و تاریک باشم؛ می خواهم از این به بعد در جنگل زندگی کنم. پس از آن، از کوه پایین آمد و اولین ماجرای زندگی او آغاز شد.
در خانواده ای، یک خواهر بزرگ بود و یک خواهر کوچک. مادر و پدر آنها هر روز صبح به سر کار می رفتند و خواهر بزرگ از خواهر کوچک مراقبت می کرد. خواهر بزرگ چون خیلی خواهر کوچکش را دوست داشت، هیچ وقت او را تنها نمی گذاشت و در همه کاری به او کمک می کرد و همواره می گفت: این کار را نکن؛ زود بیا اینجا؛ آنجا نرو؛ این را برندار؛ و… . سرانجام، خواهر کوچکتر خسته شد و… .
دالی بازی یکی از بازیهای مورد علاقه کودکان است. در این بازی، بچه ها در عین حرکت و جنب و جوش، مفهوم جستجو و یافتن را نیز عملا یاد می گیرند. در این کتاب، خیلی از حیوانات سعی می کنند با علی کوچولو دالی بازی کنند و او را از ناراحتی درآورند،اما گمشده علی چیز دیگری است.
به پیامبر (ص) خبر می رسد که عده ای در اطراف مدینه سرگرم تدارک برای حمله به مدینه هستند. پیامبر دو بار گروهی را به مقابله با آنان می فرستد، اما هر بار، گروه مجاهد شکست خورده و به مدینه باز می گردند. تا اینکه بار سوم، پیامبر پرچم فرماندهی را به دست علی (ع) می دهد و… .
نقلی پسربچه زرنگ و باهوشی است که در یک روستا زندگی می کند. خانه آنها در دشتی سرسبز و نزدیک جنگل و دریاست. او همیشه با دقت به همه چیز نگاه می کند و بنابراین خیلی چیزها می بیند و یاد می گیرد. در این مجموعه از داستانهای زندگی نقلی و پدربزرگش، با بعضی ازکارهایی که او کرده و چیزهایی که دیده است آشنا می شویم. به کمک تصاویری زیبا، درپایان هر کتاب، آنچه او یاد گرفته است ما هم یاد خواهیم گرفت
نقلی پسر بچه زرنگ و باهوشی است که در یک روستا زندگی می کند. خانه آنها در دشتی سرسبز و نزدیک جنگل و دریاست. او همیشه با دقت به همه چیز نگاه می کند و بنابراین خیلی چیزها می بیند و یاد می گیرد. در این مجموعه از داستانهای زندگی نقلی و پدربزرگش، با بعضی از کارهایی که او کرده و چیزهایی که دیده است آشنا می شویم. به کمک تصاویری زیبا، در پایان هر کتاب، آنچه او یاد گرفته است ما هم یاد خواهیم گرفت.
احمد همراه مادرش از روستایی خیلی دور به شهر آمده و مهمان خاله و شوهر خاله، یعنی حاج رحیم آقاست. یک روز که همه با هم برای خرید به بازار می روند، احمد گم می شود و…. داستان به کمک نقاشیهای زیبا و متناسب کتاب نیز روایت می شود.
نقاش در هر روز هفته یک نقاشی کرد، پرنده ای سبز، قفس سیاه، دانه هایی زرد و… نقاشی او در ایوان در زیر باران ماند. باران قفل و قفس را پاک کرد. تنها پرنده مانده بود با شاخه ای گل، دانه ها و ظرفی پر از آب.
آن سال زمستان زود فرا رسید. سرما و یخبندان ناگهانی در همان هفته های اول ماه سپتامبر، تمام آلاسکا را فراگرفت. همه می دانستند که نه تنها مهاجران اسکیمو، بلکه همه کسانی که به نحوی در این سرزمین به کار چوب بری، شکار حیوانات، شکار نهنگ و اسب و سگ آبی مشغول بودند، غافلگیر شده و در محاصره این سرما و یخبندان ناگهانی قرار گرفته اند
بعد از هفته ها انتظار، بالاخره آن هفته پدر احمد به او گفت که صبح جمعه او را هم با خود به کوه خواهد برد. احمد هم خودش را برای ساعت شش صبح جمعه آماده کرده بود اما انگار از روز پنجشنبه ساعت دیواری تنبل شده بود و به کندی کار می کرد. نیمه شب که همه خواب بودند، احمد بلند شد و به ساعت دیواری کمک کرد تا تنبلی اش را جبران کند، اما… .