احمد هم مثل همه بچه های کوچک پر جنب و جوش است و مرتب با جملاتی ازقبیل “شیطونی نکن؛ اذیت نکن؛ بنشین و…“ رو به رو می شود. او معنای این جملات را نمی فهمد و نمی داند چرا بعضی کارها را نباید کرد. او اگر فکرکند و بپرسد :“چرا“، خیلی چیزها یاد خواهد گرفت.
معجزههای پیامبران الهی راهی بوده است در برابر ناباوران و منکران تا به موهبت نیروهای شگفتانگیز فرامادی پردۀ جهل و ناباوری از برابر دیدگان آنها به یک سو رود و توفیق درک یگانگی خداوند و ایمان به او برایشان آسان شود. کتاب حاضر از مجموعۀ «نگران پروانهها» بازنویسی بعضی از رویدادها و معجزههای زندگی رسول گرامی اسلام است در قالب قصههای شیرین و مبتنی بر منابع فرهنگ شیعی.
در کتاب سفر به سوی خدا روایت معراج به زبانی ساده و با تکیه بر گفتگو برای مخاطب بازنویسی شده است. تصاویری لطیف و نثری کودک پسند کتاب خوش خوان ساخته اند.
کتاب فرشته اینجاست که با تصویرسازیهای «عطیه مرکزی» منتشر شده، شامل داستانهایی است که با هدف آموزش مفاهیم اخلاقی و اجتماعی به کودکان و نوجوانان تألیف شدهاند. هر جلد از این مجموعه، داستانی مستقل دارد که با تصویرسازیهای زیبا و متنوع همراه است، و نه تنها قدرت تخیل کودکان را تحریک میکند، بلکه به آنها کمک میکند ارزشهای انسانی و اجتماعی را از طریق قصههای ملموس و دنیای افسانهای بیاموزند. این کتاب داستانی شیرین از دوران پیش از بعثت پیامبر (ص) را در برمیگیرد.
چه نیازی بود که شاهنشاه ایران سرداری را برای دستگیری و آوردن آن که در شبه جزیرۀ عرب ادعای پیامبری کرده بود مامور سازد؛ این کار از عهده سربازی نیز برمیآمد. پیروز در راه خود به سوی مکه و مدینه به این مسائل میاندیشید و از شگفتیهایی که با آنها روبهرو میشد و سرنوشتش را یکباره دگرگون میساخت بیخبر بود. کتاب حاضر از مجموعۀ «نگران پروانهها» حکایت نامۀ رسول گرامی به خسرو پرویز و پاسخ و اقدام او را در قالب داستانی شیرین روایت میکند.
یوزپلنگ آسیایی یکی از جانوران کمیاب جهان است. داشتن این گربه خالدار افتخار بزرگی برای ما ایرانیهاست. این جانور امروزه در دنیا به نام یوزپلنگ آسیایی شناخته میشود اما اگر دلمان بخواهد، می توانیم او را یوز ایرانی بنامیم. زیرا این گربهسانان حالا تنها در ایران ما وجود دارند.
در این کتاب با راز و رمز زندگی گرگ ها و نقش آنها در طبیعت آشنا خواهیم شد. در ابتدای کتاب با آغاز آشنایی انسان با گرگ ها شکل ظاهری و محل زندگی آنها آشنا میشویم .در بخشی دیگر نگاهی کوتاه خواهیم داشت به انواع گرگ های جهان و گرگ هایی که در ایران زندگی می کنند در ادامه با راه و روش های شکار عادت ها و رفتارها تولید مثل و پرورش توله ها آشنا می شویم در پایان درباره دردسرهایی که گرگ ها با آنها روبهرو هستند و اهمیت حفاظت از آنها مطالبی می آموزیم در پایان خواهید دید که دیگر از شنیدن صدای زوزه گرگ ها در طبیعت نمی ترسید چون این صدا به ما میگوید حال طبیعت با حضور گرگ ها خوب است
گوزن زرد ایرانی با شاخه های زیبا و بدنی خاردار یکی از کمیاب ترین گوزن های جهان است .همانطور که از نامش پیداست در جنگل ها و مناطق پر درخت ایران زندگی میکند. ایرانیان از هزاران سال پیش این روند را میشناختند و نقش آن را به عنوان جانوری زیبا و چالاک بر آثار خود میزدند. کافیست گشتی در موزه های ایران و جهان بزنیم تا آثار بسیاری را با نقشه گوزن زرد از دورههای مختلف تاریخ ایران ببینیم.
گشتاسب، پادشاه ایران، و سردارانش روی یک کوه بودند و ارجاسپ، پادشاه توران، با سردارانش روی کوه مقابل. جلگه بین دو کوه، میدان جنگ بود و لشکرهای ایران و توران در دامنه کوه ها رو به روی هم قرار داشتند. در میدان جنگ، زریر، پهلوان ایرانی، پهلوانان توران را یکی پس از دیگری می انداخت. سرانجام، پادشاه توران جادوگر خود را، به وعده، به نبرد با او فرستاد و او نیز، به جادو، زریر را از پای درآورد. از میان همه سپاه ایران، بستور، فرزند هفت ساله زریر، به خونخواهی پدر برخاست. اما سرداران به او خندیدند. بستور به کمک مهتر پدر خود بر اسب پدر می نشیند و به میدان جنگ می رود. بدین سان، حماسه دلاور کودک بزرگ سپاه ایران شکل می گیرد.
این کتاب از چندین شعر با موضوع مدرسه و روزهای اول ورود به آن. نام های بعضی از شعرهای کتاب عبارت اند از: خانوم اجازه، دل درد، قهر، کیف، عروسکم، اسم من، هم کلاسی، مشق شب، قد عدس و لقمه. شعرها از زبان کودک گقته شده اند و در همۀ آن ها رابطۀ کودک، خانواده و مدرسه مطرح است.
این کتاب روایت ماهی قرمز و ماهی طلاییای است که با هم دوست هستند و با هم شنا میکنند. یک روز صیادان ماهی طلایی را شکار میکنند، ماهی قرمز اندوهگین و افسرده راهی جز گشتن در دریا ندارد تا اینکه یک روز پردندگانی بر فراز دریا پرواز میکنند...
مورچه کوچولو به کوه روبه روی لانه اش نگاه می کرد و دلش می خواست پشت آن کوه را ببیند.اما نمی دانست تا آنجا چقدر راه است.به خودش گفت باید از چند نفر بپرسم.مورچه کوچولو رفت و کنار جاده منتظر ماند.لاک پشت را دید.