شاهدختلوییس را دزدیدهاند! دست تقدیر یقهی بلارت را ول نمیکند. این بار حتی کاپابلانکا هم نمیتواند کمکش کند چون مشغول زالودرمانی است. بلارت، شوالیهی جوگیر بیو، دانشمند عتیقه هرگولوز و متفکر بیمغز اولافآقا همراه دوست جدیدشان راهی سفری پرماجرا میشوند تا شاهدختلوییس را نجات دهند. این بار چه بلایی قرار است سرشان بیاید؟
یک ایده علمی دستمایه خلق یک اثر ادبی به نام گل
بلورو خورشید می شود. در قطب شش ماه روشنی هست و شش ماه دیگر تاریکی. در فاصله بین
آن شش ماه که خورشید در قطب حضور دارد گل بلوری از میان یخ ها سبز می شود. با رفتن
خورشید از قطب گل بلور هم سرنوشت دیگری پیدا می کند.
باید نثر فریده فرجام و کتاب گل بلور و خورشید را
بخوانیم تا بدانیم زبان پاکیزه و نثر جاندار تا همیشه می تواند زنده باشد. فریده
فرجام به عنوان نویسنده و نیکزاد نجومی به عنوان تصویرگر دو نام بلند و پر افتخار
برای ادبیات کودک ایران هستند. کتاب گل بلور و خورشید پنجاه و پنج ساله شده و توسط
چند نسل خوانده شده است.
این کتاب را برای کودکان بلند خوانی کنید و در باره خشم با هم گفت و گو کنید. گفت و گو در باره احساسات کودکان به آنها کمک کنید تا بتوانند احساسات مختلف خود را از هم تمیز دهند. و به دنبال راهکاری مناسب برای کنترل آنها باشند.
تا آرام، آرام هنگام خشم از پرخاشگری پرهیز کنند و راه سازش و توافق را جست وجو کنند. کودکان را به خاطر فرونشاندن خشم تشویق کنید، برای آرام شدن و طرح مشکل یاری شان دهید.
نویسنده این کتاب از موجودی به نام خشم قلمبه و شیوه کوچک شدن و از میان رفتنش استفاده کرده است تا کودک بتواند با همذات پنداری بر خشم قلمبه خود غلبه کند.
در ویرانی به جا مانده از جنگ جهانی دوم، مردم سرگردان و پریشان به دنبال نزدیکان و اقوام خود میگردند. دراین میان، توماس، پسر جنگزدهی نوجوان، هم دربه در نشانی از مادرش میجوید. اما وقتی به خانهی ویران خالهاش دروین میرسد، درمانده و ناامید از پای مینشیند.
سپس با «عصا» برخورد می کند: کهنه سربازی که در جنگ از پا درآمده، ولی رسم و راه بازار سیاه را خوب بلد است؛ همینطور راه و رسم زندگی را.